ويديوي بامزه ايي از رقص يك كوچولو با ترانه بيانسه

گزارش خبرگزاري فارس از فروشگاه هايپر استار در تهران و قبول ضمني مديريت صحيح تر و علمي تر فرانسوي ها

خبرگزاري فارس در تاريخ سه شنبه 7 مهر گزارشي اختصاصي از فروشگاه هايپر استار تهران وابسته به شركت فروشگاه‌هاي زنجيره‌اي هايپراستار  در سايت خود درج كرد كه متن كامل آن به اين شرح است

تهراني‌ها در هايپراستار به دنبال كدام ستاره مي‌گردند؟

انتهاي خياباني در غرب تهران كه به معناي باغ بهشت است به فروشگاهي ختم مي‌شود كه مردم به آن‌جا هجوم برده و در پر كردن سبدهاي كالا از هم سبقت مي‌گيرند، هر مراجعه‌ كننده‌اي براي بار اول با ديدن اين صحنه‌ها با اين پرسش مواجه مي‌شود كه به راستي تهراني‌ها به دنبال كدام كالا هستند كه در فروشگاه‌هاي وطني نمي‌يابند؟

به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس، تاريخچه خريد ايراني‌ها از فروشگاه‌هاي زنجيره‌اي حدوداً به بيش از 60 سال پيش يعني زمان تأسيس تعاوني مصرف سپه برمي‌گردد‌ اما با اين سابقه نسبتاً طولاني هنوز تمايلي براي خريد تمام مايحتاج زندگي از نزديك‌ترين فروشگاه‌ زنجيره‌اي محل زندگي نداريم و ترجيح مي‌دهيم براي خريد هر ملزوماتي از يك سر شهر به سمت ديگر شهر سفر كنيم.
حال آن كه افتتاح يك شعبه از يك فروشگاه زنجيره‌اي به نام هايپراستار در غربي‌ترين نقطه تهران توانسته است مركز توجه اكثر شهروندان تهراني شود جاي تعجب و بيش‌تر از آن تأمل دارد.
اين روزها تهراني‌ها از قيمت‌هاي ارزان، تنوع بالا و اجناس شيك اين فروشگاه مي‌گويند. ترغيب مي‌شويم كه سري به اين فروشگاه بزنيم. نشاني فروشگاه به راحتي قابل دسترس است تقريباً اكثر تهراني‌ها در عرض اين يك ماه يا از اين فروشگاه خريد كرده‌اند يا حداقل نشاني آن را مي‌دانند.
بر خلاف تمام مراكز خريد در تهران كه معمولاً بيش‌تر از ساعتي كه در مركز خريد به سر مي‌بري بايد به دنبال محلي براي پارك خودرو بگردي به طبقه زيرين اين فروشگاه براي پارك خودرو راهنمايي مي‌شوي؛ پاركينگي 2 طبقه كه هيچ هزينه‌اي براي پارك خودرو ‌دريافت نمي‌كند.
از پاركينگ زير همفك تا طبقه مركز خريد به جاي آسانسورهاي معمولي كه معمولاً در فروشگاه‌هاي ما وجود دارد و گاهي در برخي فروشگاه‌هاي خيلي مدرنمان ديوار‌ شيشه‌اي دارند از ريل‌هاي مورب در حال حركتي استفاده شده است‌ كه معلولان و جانبازان ‌به راحتي مي‌توانند از آن بهره ببرند.
وارد طبقه مركز خريد كه مي‌شوي مغازه‌هاي متعددي از برندهاي مختلف پوشاك، خارجي و چرم‌، صرافي و چندين رستوران و كافي‌شاپ وجود دارد جلوتر كه مي‌روي با ده‌ها صندوق خريد كالا مواجه مي‌شوي كه اين‌جا همان فروشگاه غربي پر مخاطب تهران است. صف‌هاي طولاني از مردم رو‌به‌روي هر صندوقي تشكيل شده است. در كنار هر صندوقي كالاهاي خريداري شده توسط كاركنان فروشگاه درون كيسه‌ها گذاشته شده و تحويل مشتري داده مي‌شوند. از كنار صندوق‌ها مي‌گذري تا پروژه پيچيده خريد را شروع كني علي‌رغم حضور جمعيت بسيار در فروشگاه سيستم تهويه بسيار مطلوب است به حدي كه حتي بوي محصولات را متوجه نمي‌شوي چه ‌رسد به اين‌كه بوي نامطبوع خارجي در محوطه فروشگاه، مردم را آزار دهد. سقف فروشگاه بلند است و بالاي هر بخشي از فروشگاه عنوان محصولات اعم از پوشاك مردانه، زنانه، بچگانه، لوازم آرايشي، كفش، كتاب، طلا و جواهرات، مواد شوينده، ميوه، گوشت، مرغ، فرش، گل مصنوعي و طبيعي، كيف، لوازم برقي، گوشي ‌همراه، فرش، عطاري، لوازم كشاورزي و … نصب شده است.
يكي از فاكتورهاي مهم در جذب مشتري در فروشگاه‌ها تنوع و تازگي محصولات است كه در اين فروشگاه به سليقه مخاطبان احترام ويژه‌اي گذاشته است به طوري كه مشتري براي خريد ميوه تمام فصول هم مي‌تواند ميوه بسته‌بندي شده خريداري كند هم ميوه‌اي وجود دارد كه مي‌تواند به راحتي آن‌ها را دستچين كند و هم امكان خريد آب ميوه تازه را در همان محل دارد‌ يا اين‌كه مشتري در اين فروشگاه ماهي زنده را كه در آب غوطه‌ور است انتخاب ‌و مانند برخي فروشگاه‌هاي داخل شهر پس از پاك شدن و خرد شدن آن را خريداري مي‌كند.
حدود 80 درصد كالاهايي كه در اين فروشگاه به فروش مي‌رسند اجناس داخلي و ايراني هستند كه حدود 15 درصد از قيمت درج شده روي كالا هم ارزان‌تر فروخته مي‌شوند.
فروشگاه هايپراستار نخستين فروشگاه زنجيره‌اي خارجي در زيربناي‌ 9 هزار متر مربع است كه 25 درصد سهام آن متعلق به گروه فرانسوي كرفور و ‌75 درصد آن متعلق به شركت اماراتي است.
تاكنون 60 ميليون دلار در اين فروشگاه سرمايه‌گذاري شده ‌كه قرار است به 400ميليون دلار برسد. گردانندگان اين فروشگاه‌، زمين فروشگاه را براي مدت 20 سال از شهرداري تهران اجاره كرده‌اند.

*نام شركت كرفور از روي بند كارت‌هاي شناسايي كاركنان پاك شد

مارك كوربيون مدير عامل فرانسوي شركت فروشگاه‌هاي زنجيره‌اي هايپراستار درباره قيمت محصولات در فروشگاه مي‌گويد: با دولت ايران توافق كرديم و هر كاري بتوانيم انجام مي‌دهيم تا قيمت‌ها را كاهش دهيم تا مشتري‌ها از ما راضي‌ باشند.
وي در پاسخ به پرسشي درباره علت تغيير نام از كرفور به هايپراستار تصريح مي‌كند: گروه اصلي سرمايه‌گذار گروه مجيد الفوت امارات است و كرفور تنها 25 درصد سهام اين شركت را در اختيار دارد. به دليل چالشي كه در روابط ايران و فرانسه وجود دارد، تصميم گرفتيم كه از آغاز از نام كرفور استفاده نكنيم اما كرفور براي سرمايه‌گذاري در ايران موافقت كرد و از ما خواسته شد كه فعلاً در ايران و پاكستان از اسم كرفور استفاده نكنيم و از برند يا مارك ديگري استفاده كنيم.
علي‌رغم اظهارات مدير عامل فرانسوي‌ها هايپراستار لباس‌هاي متحد‌الشكلي كه براي كاركنان اين فروشگاه در تهران در نظر گرفته شده است از همان رنگ سورمه‌اي كه كاركنان كرفور در لباس‌هايشان در سراسر جهان به كار مي‌برند، است. اين شركت در 35 كشور دنيا حدود 15 هزار و 500 فروشگاه زنجيره‌اي و‌ 500 هزار نفر حقوق‌بگير دارد. اين شركت در بين فروشگاه‌هاي اروپا مقام اول و در دنيا پس از والمارت مقام دوم را دارد.
يكي از مديران داخلي هايپراستار كه خواست نامش فاش نشود درباره فرانسوي بودن اين فروشگاه به خبرنگار فارس مي‌گويد: شك نكنيد كه بخشي از سهام اين فروشگاه در تهران متعلق به شركت كرفور فرانسه است اما به دليل روابط تيره ايران و فرانسه تلاش مي‌كنند كه اين موضوع اعلام عمومي نشود به طوري‌كه خود ما در روزهاي نخست باز شدن اين فروشگاه روي بند كارت‌هايي كه به سينه داشتيم به انگليسي نوشته شده بود carefore اما به ما اعلام كردند كه بايد هر نامي از كرفور از ظواهر فروشگاه برداشته شود.
مدير عامل فرانسوي شركت فروشگاه‌هاي زنجيره‌اي هايپراستار مي‌افزايد: ما براي 400 ميليون دلار سرمايه‌گذاري در ايران برنامه‌ريزي كرده‌ايم و در تهران،‌ كرج، مشهد، اصفهان و شيراز شعبه خواهيم داشت و روي 7 سال براي بازگشت سرمايه خود حساب كرده‌ايم چرا كه ما زماني كه جايي سرمايه‌گذاري مي‌كنيم و سود مي‌بريم آن سود را مجدداً سرمايه‌گذاري مي‌كنيم.
وي با بيان اين‌كه فعلاً برنامه‌اي براي استفاده از مشاركت سرمايه‌گذار ايراني نداريم، مي‌گويد: بازار مصرف ايران بسيار بزرگ است اما به خوبي سازماندهي نشده و بسيار گران است و ما با توليد‌كننده‌ها مذاكره مي‌كنيم تا قيمت‌هاي پائيني را در فروشگاه خود ارائه كنيم. با دولت ايران توافق كرديم تا قيمت‌ها را پائين بياوريم و هر كاري بتوانيم انجام مي‌دهيم تا قيمت‌ها را كاهش دهيم تا مشتري‌ها از ما راضي‌تر باشند اما در محصولات الكترونيكي چون ماليات مي‌پردازيم قيمت‌هاي ما گران‌تر است.
در حال حاضر پرسشي كه مطرح مي‌شود اين است كه چطور شركت‌هاي خارجي مي‌توانند بازار ايران را تحت كنترل خود قرار دهند اما فروشگاه‌هايي چون شهروند كه سال‌ها در ايران فعالند هنوز كالاهاي خود را گران تر از بازار در اختيار مشتريان خود قرار مي‌دهند.
شركت مجري راه‌اندازي اين فروشگاه در تهران قرار است شعبه‌هاي ديگري از هايپراستار را در ايران احداث كند اما آيا فكري براي فشاري كه به خرده‌فروشان در اطراف اين فروشگاه‌ها وارد مي‌شود، شده است؟
يك مغازه‌دار در حوالي اين فروشگاه كه فروشنده مرغ است درباره راه‌اندازي اين فروشگاه در منطقه غرب تهران مي‌گويد: اين فروشگاه ما را بيچاره كرده است مردم منطقه ترجيح مي‌دهند به جاي اين كه مرغ يخي را از مغازه من بخرند مرغ تازه را با قيمت ارزان‌تري از اين فروشگاه خريداري كنند. مسئولان بايد واقعاً فكري كنند.
يكي از سوپرماركت‌داران منطقه نيز تصريح مي‌كند ‌مردم محله از ما خريد جزيي مي‌كنند اما ترجيح مي‌دهند خريد عمده را از اين فروشگاه داشته باشند و از زمان راه‌اندازي اين فروشگاه مردم به هيچ وجه مواد شوينده را از ما خريداري نمي‌كنند چون در اين فروشگاه مواد شوينده از قيمت درج شده بر روي كالا هم ارزان‌تر به فروش مي‌رسد.
يكي از ميوه‌فروشان منطقه هم تصميم دارد مغازه ميوه فروشي خود را تبديل به سوپرماركت كند چون مردم ترجيح مي‌دهند ميوه‌هاي تازه تمام فصول را در اين فروشگاه با صرف هزينه كم‌تري خريداري كنند.
سبدهاي خريد اكثر مردمي هم كه به اين فروشگاه مراجعه كرده‌اند حاكي از آن است كه مردم بيش‌تر از قسمت‌هاي خوراكي اين فروشگاه استقبال كرده‌اند به گونه‌اي كه در اين فروشگاه گوشت تازه دام به فروش مي‌رسد و به شكلي مورد تمايل مشتري باشد چرخ شده يا خرد مي‌شوند يا انواع نان‌ها و كيك‌هاي تازه در همان محل فروشگاه پخته مي‌شوند كه تمام اين موارد در جذب مشتري براي خريد مؤثر است.
خانم جواني كه در قسمت سبزيجات مشغول خريد است و تنها دسته‌هاي كوچكي از سبزيجات متنوعي را خريداري كرده است مي‌گويد فاصله منزل ما تا فروشگاه بسيار كم است به همين دليل هرگاه نياز به خريد محصولي داشته باشيم سريعاً به اين فروشگاه مراجعه مي‌كنم و تازه‌ترين محصولات را خريداري مي‌كنم.
يكي از فروشندگان قسمت ميوه در اين فروشگاه در حالي كه مشغول جدا كردن ميوه‌هاي لك‌دار از بين ساير ميوه‌هاست درباره تازگي ميوه‌ها در اين فروشگاه مي‌گويد: ما هر روز ميوه‌ها را تعويض مي‌كنيم يعني اين طور نيست كه اگر ميوه‌اي امروز باقي بماند فردا دوباره آن در فروشگاه به فروش برسانيم ميوه‌هاي قديمي در خارج از فروشگاه در محل ديگري فروخته مي‌شوند.
يكي از مشتريان هايپراستار مي‌گويد: اگر روزهاي اول به هايپراستار آمده باشيد و با اين روزها مقايسه كنيد قيمت بعضي محصولات افزايش يافته مثل ميوه‌ها كه ديگر ارزان نيست. ميوه فروشي اين فروشگاه تنها حسني كه دارد اين است كه مي‌توانيد خودتان ميوه‌ها را انتخاب كنيد.
مشتري ديگري به تابلوهاي «كم‌ترين قيمت» در فروشگاه اشاره مي‌كند و مي‌گويد: تابلو‌هاي كم‌ترين قيمت به شما كمك مي‌كند تا در انتخاب كالا، كالايي كه قيمت آن از همه كم‌تر هست را سريع پيدا كنيد و خيلي دنبالش نگرديد.
«مردم به دنبال اجناس فرانسوي در فروشگاه هايپراستار مي‌گردند» اين بخشي از اظهارات يكي از فروشندگان اين فروشگاه است، او مي‌گويد: بيش‌ترين پرسشي كه مردم با ورود به فروشگاه از ما مي‌پرسند اين است كه در كدام قسمت فروشگاه اجناس خارجي و به ويژه فرانسوي را مي‌توانند پيدا كنند، كه ما هم در پاسخ مي‌گوييم تنها بخشي از خوراكي‌ها فرانسوي و اكثر محصولات ايراني و داخلي هستند.
يكي ديگر از مشتريان به موضوع خوراكي‌هايي كه توسط مردم در همان محل فروشگاه بدون اين كه هزينه آن را پرداخت كنند، مصرف مي‌شوند، اشاره مي‌كند، او مي‌گويد: ما يك بار رفتيم سطل زباله بخريم، در سطل را كه باز كرديم ديديم درون آن پر از زباله است، فهميديم مردم هر آن چه در هايپراستار مي‌خورند زباله‌اش را درون اين سطل‌ها مي‌ريزند.
در بخش‌هاي لوازم صوت و تصوير، گوشي‌ تلفن همراه، گل‌هاي طبيعي و فرش در هايپراستار مردم بيش‌تر تماشاچي هستند چون قيمت‌ها گران‌تر از بيرون است. در قسمت اسباب‌بازي هم اثري از اسباب‌بازي‌هاي ايراني چون عروسك دارا و سارا و … نيست عروسك تمام شخصيت‌هاي كارتني خارجي به چشم‌ مي‌‌خورد و قيمت‌ها بسيار گزاف است.

*مأموران مخفي فرانسوي‌ها در فروشگاه!

علي‌رغم آن‌ كه معمولاً مأموران انتظامات در هر فروشگاهي لباس فرم مشخصي دارند در اين فروشگاه تعدادي از افرادي با لباس‌هاي معمولي با سبدهايي پر از كالا تردد مي‌كنند و به محض بروز هر گونه تخلفي با مردم برخورد مي‌كنند. به طوري‌كه وقتي گروه گزارشگران فارس خواست از بخش‌هايي از فروشگاه با دوربين تلفن همراه خود عكاسي كند سريعاً اين افراد به سراغ آن‌ها رفتند و خود را مأموران فروشگاه معرفي كردند و مانع از عكس‌برداري شدند اما واقعاً‌ چه لزومي دارد مأموران مخفيانه در اين فروشگاه فعاليت كنند؟
از نكات قابل توجه در اين فروشگاه تعداد زياد كاركنان آن است، تمام كاركنان اين فروشگاه بيمه هستند و در 2 شيفت ساعت 7 تا 16 و 15 تا 24 فعاليت مي‌كنند و حقوقي بر اساس قانون كار دريافت مي‌كنند.
از مهم‌ترين فاكتورهاي جذب مشتري در اين فروشگاه بزرگ در تهران را مي‌توان كيفيت بالا، تنوع محصولات و قيمت ارزان عنوان كرد حال با توجه به اين كه سرمايه‌گذاران اين فروشگاه خارجي هستند اين پرسش مطرح است كه چگونه در فروشگاهي كه حدود 80 درصد اجناس ايراني هستند، افراد خارجي توانسته‌اند كالاي مورد تقاضاي مشتري را با بسته‌بندي متفاوت و ارزان‌تر از قيمت كارخانه‌ توليد كنند محصول عرضه كنند؟ آيا غير از اين است كه اين فروشگاه به دليل خريد يك جا از كارخانه‌هاي توليدي تخفيف مي‌گيرد و محصولات را در انبارهاي بزرگ براي رفع نياز مشتري ذخيره مي‌كند؟
‌مردم ما در دنيا شهره هستند كه يكي از بزرگ‌ترين و لذت‌بخش‌ترين ‌تفريحاتشان «خريد‌» است بهتر نيست قبل از آن‌كه سرمايه‌گذاران خارجي از اين فرصت‌هاي مردم ايران استفاده كنند و بازارهاي رنگارنگي كه بدون شك همراه با بار فرهنگي بيگانه است را به اين مردم تزريق كنند خود ايراني‌ها چنين اقداماتي انجام دهند يا حداقل سرمايه‌داران ايراني كه در ساير كشورها زندگي مي‌كنند براي راه‌اندازي چنين فروشگاه‌هايي در كشور جذب شوند و يا شهرداري كه فروشگاه شهروند را در اختيار دارد از شيوه‌هاي مديريت بازار در اين فروشگاه‌ها الگوبرداري كند.
بي‌شك با توجه به استقبال مردم از اين فروشگاه روزانه سود سرشاري عايد گردانندگان هايپراستار مي‌شود آيا بهتر نبود اين سود در همين آب و خاك باقي مي‌ماند؟‌

348851

71807828739834

96387722078467

1812509

تصاوير چهره هاي خارجي بر روي كيف مدرسه در قسمت فروش لوازم التحرير فروشگاه هايپر استار

نظرات كاربران فارس درباره فروشگاه هايپراستار

درج شده در تاريخ پنجشنبه 9 مهر

پس از انتشار گزارش فارس درباره فروشگاه هاپيراستار كاربران زيادي با ارسال پيام نظرات خود در اين خصوص را مطرح كردند.

به گزارش خبرگزاري فارس، نظرات كاربران فارس به شرح زير است:

- تحقيق كنيد ببينيد چند درصد از مراكز خريد، اماكن عمومي و خصوصي، مساجد، درمانگاه‌ها و … نظير اين فروشگاه براي جانبازان ‌قابل دسترسي است؟ هميشه حق با مشتري است.

- ‌مگر الآن فروشگاه زنجيره‌اي كم داريم كه مي‌گوييد بهتر نبود ايراني‌ها خودشون اين‌كار را انجام مي‌دادند؟ ما به سود كم‌تر از‌ 10 درصد قانع نيستيم، مي‌گوييد نه! برويد يك سري به فروشگاه‌هاي شهروند، رفاه و … بزنيد.

- اين‌ محصولات‌ همه‌ به انواع ‌مواد‌ شيميايي ‌براي قشنگ و تازه نشان دادن آن‌ به چشم مشتري‌ آلوده شده‌اند حتي مواد‌ شيميايي‌ براي‌ مزه‌ خوب‌ در دهان‌ به كار ‌رفته‌ و ‌همه‌ اين‌ مواد به كار رفته ‌سرطان‌‌زاست و ‌حتي ‌مصرف‌ دائمي آن تأثير‌ ژنتيكي‌ دارد و ‌نوزادان‌ ممكن‌ است‌ ناقص‌ به دنيا‌ بيايند، اگر باور نداريد‌ آن‌ها را بخريد ‌و ‌در آزمايشگاه ‌تجزيه كنيد تا ببينيد‌ چه ‌راهي‌ را ‌داروسازان‌ غربي‌ مي‌روند تا با مريض كردن مشتري با به اصطلاح غذاي مرغوب فرنگي ‌نه ‌تنها‌ جيب‌ او را ‌خالي‌ بلكه خانواده‌هايي‌ را ‌داغ‌دار ‌كنند.

- سلام آقا ياد بگيريد.

- چرا نيروي انتظامي با مسئولان اين فروشگاه كه اقدام به فروش كيف‌هاي خارجي با عكس خوانندگان در حال رقص عرضه مي‌‌كنند، برخورد نمي‌كند؟

- پس از افتتاح اين فروشگاه از نظر ترافيك اين محدوده بسيار سنگين شده در حالي‌كه اين خيابان‌ها از ترافيك ‌رواني برخوردار بوده است.

- وقتي اين گزارش را مي‌خواندم به خودم گفتم كه حتماً در نخستين فرصت يك سري به اين فروشگاه مي‌زنم‌. (با اين كه مسافت زيادي را بايد طي كنم) ولي وقتي به آخرش رسيدم ‌ديدم همان چيزي كه در اواسط گزارش به ذهن من رسيده بود را خودتان مطرح كرديد. واقعاً چرا وقتي كه كشورهايي مثل امارات و فرانسه اين قدر با ما دشمني دارند ما بايد براي بازرگانان آن‌ها درآمدزايي كنيم؟ از فارس خواهش مي‌كنيم كه ابعاد اين مسئله را با صحبت با مسئولان امر واضح‌تر كند. با اين‌كه مي‌دانم كه فروشنده‌هاي ايراني (مخصوصاً در زمينه البسه و لوازم مصرفي‌) اجناس عمدتاًً چيني خود را به قيمت بسيار گزاف (گاهي تا 15 برابر‌) مي‌فروشند اما هرگز راضي نمي‌شوم پولم را در جيب غير ايراني بريزم. اين همه مطرح مي‌شود‌ كه با سفر به كشورهاي حوزه خليج فارس و خريدهاي بي‌انتها، ارز را از كشور خارج نكنيد آن وقت خودشان مستقيماً فروشگاه‌هاي دوبي را به ايران مي‌آورند.

- شما اين فروشگاه را تبليغ كرده‌ايد.

- توجه به اين گزارش اين نكته را نشان مي‌دهد كه فروشگاه‌هاي زنجيره‌اي نيز مي‌توانند از كارخانه‌هاي توليد كننده با تخفيف قابل ملاحظه‌اي اجناس را تهيه كنند اما نكته اينجاست كه آن‌ها حاضر نيستند از سود سرشار خود بگذرند اما مسئولان اين فروشگاه براي جذب مشتري از اين موضوع استفاده كردند.

- مسئولان پاسخ دهند كه چگونه يك شركت خارجي مي‌تواند محصولات توليد داخل را ارزان‌تر از قيمت درج ‌شده روي كالا به دست مردم برسانند اما مالكان فروشگاه‌هاي زنجيره‌اي توان چنين كاري را ندارند.

- آيا شهرداري تهران مي‌تواند يك ملك را به مدت 20 سال به يك شركت خارجي اجاره دهد؟ اگر پاسخ مثبت است چرا شهرداري قبلاً جزئيات اين تفاهمنامه را منتشر نكرده است؟

- نهادهاي امنيتي بايد نظارت كافي بر فعاليت صاحبان فرانسوي اين فروشگاه داشته باشند چرا كه به نظر مي‌رسد تاجران ايراني به راحتي نتوانند در كشوري مثل فرانسه اقدام به ايجاد چنين فروشگاهي كنند.

- از آن‌جا‌ كه بعضي از خوراكي‌هاي اين فروشگاه خارجي هستند از جمله سوسيس و كالباس اين سؤال مطرح است كه چه تضميني براي بحث ذبح شرعي دام و طيور براي توليد اين محصولات وجود دارد؟

- وقتي در كشور خودمان شركت‌هاي معروف اقدام به توليد سوسيس و كالباس‌هاي غير‌استاندارد و غير‌بهداشتي مي‌كنند مسئولان كشور ما در چنين شرايطي چگونه مي‌توانند به محصولات خارجي اين فروشگاه نظارت كنند؟

- متأسفانه بيش‌تر مردم آن‌هم در تهران، بيش‌تر دنبال مد و مارك هستند تا مليت و‌ …

- چرا از جنس‌هاي مزخرف چيني گزارش نمي‌گيريد؟

- به جاي اين‌كه از وجود چنين فروشگاه‌هايي كه به مشتري احترام مي‌گذارند و خدمات بهتري نسبت به فروشگاه‌هاي خودمان ارائه مي‌كنند ناراحت ‌شويم، بهتر است در خدمات دهي خودمان تجديد‌نظر كنيم.
در ايران كسي دنبال مشتري مداري نيست، بيش‌تر دنبال فروش محصول هستند نه خدمات‌رساني.
اگر ما در توليدات خودمان از تكنولوژي‌هاي روز استفاده كنيم هزينه‌هاي اضافي كاهش پيدا مي‌كند و قيمت‌ها پائين مي‌آيد.
اميدوارم به خودمان بياييم و با اين‌ها رقابت كنيم.
موفق باشيد

- به نظر من اين يك حركت بسيار ماهرانه در راستاي جنگ نرم است. نمونه اين خبر را شما درباره كوكاكولا و پپسي در جريان جنگ سرد در اتحاد جماهير شوروي مي‌توانيد ببينيد.
در خلال جنگ سرد براي تحقير ملت شوروي، رسانه‌هاي غربي مدام اين تبليغ را براي دو نوشابه كوكا و پپسي نشان مي‌دادند كه مردم شوروي در مسكو براي خريد اين دو نوشابه صف بستند. بعد از مدتي اين حركت را درباره لباس‌هاي با مارك لي و ليوايز تكرار كردند و اين گونه تب جامعه را براي اجناس غربي و در نهايت فرهنگ غربي بالا مي‌بردند. جاي تأسف دارد كه مسئولان ما در معاملات اقتصادي اين قدر بي‌فكر هستند و از سرنوشت ديگران عبرت نمي‌گيرند.

- جواب اين پرسش شما در گزارش را مي‌توان اين‌گونه داد كه شايد به دنبال ارزان بودن اجناسي مانند برنج خارجي كه از نمونه ايراني ارزان‌تر است، مي‌گردند.

- آيا بهتر نبود اين سود در همين آب و خاك باقي مي‌ماند؟

ـ چرا قبل از باز شدن اين فروشگاه اين گزارش را ننوشتيد؟

- اگر مي‌شود جنس ايراني را ارزان‌تر از آن‌چه كه هست به مردم برسانيم چرا اين كار را نكنيم؟ اين كه ديگر ماشين خارجي نيست كه بگوييم از خارج آمده جنس خودمان است كه خارجي‌ها با مديريت بهتر به دست مردم خودمان مي‌رسانند، مسئولان كمك كنند كه خودمان اين كار را انجام دهيم. رقابت باعث پيشرفت مي‌شود.

- حالا كه ديگران توانسته‌اند نبايد با منفي‌نگري كار مثبت آن‌ها را زير سوال برد.

- خيلي عجيب است كه اين همه افراد و مسئولان ايراني و تجار و بازرگانان ايراني اين همه به كشورهاي خارجي سفر مي‌كنند و هنوز نتوانسته بودند يك الگويي از اين فروشگاه‌هاي بزرگ خارجي را در ايران پياده كنند تا لازم نباشد كه كشوري خارجي در قرن بيست و يكم در كشور ما يك فروشگاه بزرگ زنجيره‌اي را افتتاح كند كه مردم ايران اين طور حيرت‌زده از مرغوب بودن كيفيت آن به آن هجوم ببرند. اينها همه نشان مي‌دهد كه چقدر در برنامه‌ريزي و ابتكار عمل و مديريت عقب هستيم. آخر چگونه است كه اين فرانسوي‌ها توانسته‌اند قيمت‌ها را پائين بياورند اما ايراني‌ها در كشور خودشان نتوانسته‌اند با توليد كنندگان به توافقي برسند و قيمت‌ها را پائين بياورند. آخر اين چگونه است كه اين قدر راحت در يك فروشگاه بزرگ در داخل كشور انگار كه در كشور بيگانه‌اي هستي.
واقعا ما با اين كار چه منفعتي داشته‌ايم؟ آيا اگر خودمان درست الگوبرداري كرده بوديم و فروشگاهي درست را راه‌اندازي كرده بوديم، باز هم لازم بود تا يك فروشگاهي با كاركنان خارجي در كشورمان داشته باشيم؟ كسي مخالف تجارت و گسترش پيوندهاي كاري و تجاري ايران با كشورهاي پيشرفته دنيا نيست اما اين كه تا اين حد فضاي فرانسوي در فروشگاهي حاكم باشد، خيلي عجيب است.

- اگر سفري به كشورهاي اروپايي داشته باشيد، مي‌بينيد كه در فروشگاه‌هاي اين كشورها هم با يكديگر رقابت مي‌كنند تا قيمت‌ها را پائين عرضه كنند و بتوانند مشتري‌هاي بيش‌تري را جلب كنند و البته بعد از مدتي كه مردم از قيمتي ارزان استفاده كردند يك تغيير و تحولاتي را در فروشگاه به وجود مي‌آورند و روي قيمت بعضي از محصولات اندكي اضافه مي‌كنند و از روي بعضي ديگر مي‌كاهند يعني در واقع ميزان خريدها و قيمت‌ها را كنترل مي‌كنند و بعد از بررسي عرضه و تقاضا تصميم‌گيري مي‌كنند. در مواقع خاصي از سال تخفيف‌هاي خاصي قائل مي‌شوند و بعد با حساب و كتاب قيمت بعضي از محصولات را كمي بالاتر و بعضي را كمي پائين‌تر مي‌آورند. مثلاً قيمت ميوه‌اي را ممكن است كمي پائين بياورند و بعد از چند ماه شايد دوباره آن را كمي بالا ببرند و از آن‌جا‌ كه مردم به مزه آن ميوه عادت كرده‌اند ممكن است برخي از مردم به اندكي اضافه شدن به قيمت آن اهميتي ندهند و همچنان به خريد آن ادامه دهند يعني مقصود اين است كه هر كاري را با حساب و كتاب و ارزيابي دراز مدت انجام مي‌دهند و اين‌گونه نيست كه مثل كشور ما بين توليد كننده و توزيع كننده در ميدان تره بار دعوا شود و بعد قيمت‌ها بالا برود و فروشگاه‌ها هم آن محصول را گران بفروشند! خلاصه كلام اين است كه بي دليل نيست كه اين خارجي‌ها موفقند چون براي موفق بودنشان زحمت مي‌كشند و تحقيق مي‌كنند و روي سليقه، ميزان خريد، قدرت خريد و سود و ضرر و بهره و همه عوامل خوب فكر مي‌كنند و درست كار مي‌كنند.
در كشور ما خيلي از عوامل دخيلند ممكن است مثلاً يك فروشگاهي مال يك فردي باشد كه فلان سليقه سياسي را دارد و بعد توليد كننده فرد ديگري باشد كه فلان سليقه و عقيده سياسي را داشته باشد و بعد با هم درگير مي‌شوند و يا اين كه هزينه‌هاي حمل و نقل و نحوه توزيع از توليد كننده به مصرف كننده آن‌قدر پيچيده است كه خيلي از سودها و ضررها درست و حسابي ارزيابي نمي‌شوند و يا اين كه حتي فضاي فروشگاه را نمي‌دانند كه بايد چگونه بسازند و يا چگونه بايد خدمات خود را ارائه كنند و چگونه بايد جلب مشتري كنند و خلاصه هزاران مشكلات ديگر.
اين فروشندگان ايراني هم كه بيچاره‌ها دارند الآن مي‌نالند حق دارند و بايد برايشان فكري شود‌.
به اميد روزي كه ‌حواسمان هم جمع باشد كه خيلي لازم نيست‌ با موشك از ورود بيگانگان به كشورمان خودداري كنيم زيرا بيگانگان خيلي راحت‌تر از آن مي‌توانند بر روي خيلي از منابع و امكانات ما دسترسي پيدا كنند چون آن‌ها زياد اهل سر و صدا نيستند و فكرشان را به كار مي‌اندازند‌.
ما اصلاً مخالف وسعت گرفتن و قوي شدن پيوندهاي كاري و تجاري و اقتصادي ايران با كشورهاي ديگر دنيا به خصوص كشورهاي پيشرفته دنيا نيستيم و بالعكس خيلي هم افتخار مي‌كنيم اما اي كاش ما هم مي‌توانستيم با اين همه نعمات الهي كه در كشورمان وجود دارد در كشور خودمان چنين فروشگاه‌هايي بر پا كنيم.

- ما آ‌ن‌قدر درگير سياست شده‌ايم كه يادمان رفته به نيازهاي اساسي و حياتي مردممان پاسخ دهيم.

- ‌بعيد مي‌دانم بتوانند ادامه دهند.

- سلام ما يك بار رفتيم آ‌ن‌جا را ببينيم قيمت‌ها چگونه است اما اكثر قيمت‌ها بالاتر از بازار بود و فقط جو گير شديم چند تا جنس خريديم كه بيرون با نصف قيمت مي‌توانستيم بخريم فقط جو ما را گرفت و برگشتيم خانه پشيمان شديم.

- اين‌قدر پايتان را در كفش سرمايه‌گذاران خارجي نكنيد بگذاريد سرمايه در گردش در كشور ما هم بالا برود و اين كار كرفور در واقع يك رقابتي را بين ديگر مغازه‌دارهاي عمده مثل شهروند و جزئي مثل بقالي‌هاي محل مي‌كند و از طرفي باعث مي‌شود حجم خريد انبوه ايرانيان از فروشگاه كارفور دوبي كم شود هيچ مي‌دانيد همه ايراني‌هايي كه به دوبي مي‌آيند چه مبلغ گزافي از همين موادي كه نامش را برديد از كارفور دوبي مي‌خرند حداقل اين طوري اين سرمايه در كشور خودمان به گردش در مي‌آيد.

- تا چه زماني مي‌خواهيم فقط بگوئيم همه چيز بايد براي ايراني‌ها باشد، سريع نگوييم چرا سود آن را نبايد ايراني‌ها ببرند‌. بله خوب است اما كجا هست يك فكر درست؟

- تمام تجربه آقايان در فروشگاه‌هاي رفاه و شهروند جلوي ديدگاه مردم است.

- شديم مستعمره امارات!

- در اين فروشگاه يك چيز وجود دارد كه در فروشگاه‌هاي وطني ديده نمي‌شود و آن فكر است. در طراحي فروشگاه و پاركينگ و نحوه برخورد با مشتري به مشتري احترام گذاشته شده است.

- اولاً‌ 90% اجناسي كه در آن‌جا به فروش مي‌رسد در ساير فروشگاه‌هاي تهران هم به فروش مي‌رسد، ثانياً علت اصلي استقبال مردم به خاطر اين است كه از مواد خوراكي گرفته تا پوشاك و سبزيجات و … همه در يك مكان قرار گرفته و قابل دسترس است.

- عالي بود اين سؤالي است كه من خيلي وقت است از خودم مي‌پرسم مخصوصاً وقتي كه در همه ساعات روز اين فروشگاه شلوغ است.

- اين پائين‌نگري مسئله‌اي است كه در تمام كشورهاي خاورميانه وجود دارد وقتي كودك از بچگي با خانواده‌اي مواجه مي‌شود كه اجناس خارجي را به اجناس داخلي ترجيح مي‌دهند بهتر از اين نمي‌توان انتظار داشت.

http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8807080375


دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید

پیشنهاد اساسی و راهبردی (جنبش سبز)

این دیدگاه یکی از بازدید کننده وبلاگ  دیدم نظربدی نیست

نویسنده :حسین

دوستان ، لطفا خوب توجه کنید.
یه پیشنهاد اساسی و راهبردی دارم که می تونه سرنوشت ساز باشه.
ما به مناسبت های مختلف سعی کردیم یاد و حرکت جنبش سبز رو زنده نگه داریم.از مراسم سوگواری شهدای سبز، راهپیمایی روز قدس گرفته تا مسابقات فوتبال و حمایت ایرانیان مقیم آمریکا و …
اما باید کمی هدفمند حرکت کنیم.لطفا در مورد این دو پیشنهاد که با عنوان آن روز مناسبت هم دارن نظر بدید:
1-(13 آبان تسخیر لانه فساد)تجمع و تحصن همگانی و اجبار به پلمپ کردن دفتر روزنامه کیهان با شعار تسخیر لانه فساد و به نشانه اعتراض به توقیف روزنامه اعتماد ملی و سایر نشریات
2-(18 آذر روز آزادی دانشجو)تجمع و تحصن همگانی در مقابل زندان اوین و اجبار به آزاد کردن دانشجویان و تمامی زندانیان سیاسی مخصوصا از حوادث کوی دانشگاه 76
اگه فراخوان عمومی باشه و خوب در این فرصت باقیمانده اطلاع رسانی بشه ، مردم از شهر های دیگه به تهران خواهند آمد و انشالله 22 بهمن یه سیل واقعی این رپیم جهل و جور و فساد با در هم خواهد کوبید

مرگ دو روزنامه نگار ايراني راديو فردا در سانحه رانندگي + عكس

بي بي سي : دو خبرنگار راديو فردا در اثر سانحه رانندگي جان خود را از دست داده و يكي ديگر از خبرنگاران اين رسانه مجروح و در حال كماست.

4624384

امير زماني‌فر و رزا حسن‌زاده آژيري، در يك تصادف جاده اي در نزديكي پراگ، پايتخت جمهوري چك، جان خود را از دست دادند.

مهين گرجي از ديگر خبرنگاران اين رسانه خبري در اثر اين حادثه بشدت مجروح و در حال كما بسر مي برد.

امير زماني‌فر، متولد ۱۳۵۸، همكاري با راديو فردا را از بهمن‌ماه ۸۶ آغاز كرد و در دوره همكاري خود با راديو فردا علاوه بر گزارشگري در حوزه‌هاي سياسي و اجتماعي به‌ويژه حقوق بشر، در توليد برنامه‌هايي از جمله «نگاه تازه» مشاركت داشت.

رزا حسن‌زاده آژيري، متولد ۱۳۶۰، نيز در شهريورماه ۸۷ به راديوفردا پيوست و در اين مدت به گزارشگري در حوزه‌هاي اجتماعي به‌ويژه حقوق بشر پرداخت. خانم حسن زاده نيز در دوره‌اي از همكاري خود با راديوفردا در توليد برنامه جوانان راديو فردا «نگاه تازه» مشاركت داشت.

خانم گرجي نيز از بهمن‌ماه ۸۵ در راديو فردا آغاز به كار كرد.

مرگ دو روزنامه نگار ايراني

روز آنلاين :

سمت راست , رزا حسن زاده

دو روزنامه نگار جوان ايراني كه خبرساز بودند خود سوژه ي خبر شدند. امير زماني فر و رزا آژيري  دو روزنامه نگار جوان كشورمان كه در راديو فردا كار مي كردند، روز گذشته در اثر سانحه رانندگي كشته شدند.

مات و مبهوت و خيره به مانيتور و باز تو و باز لحظه اي از وطن كه دور مانده است حالا در ميان انبوه خبرها. مهين گرجي با حال وخيم در بيمارستان بستري است و امير، جواني از خطه ي شمال ايران،روزنامه نگاري پركار و شوخ و شنگ كه قرار بود براي ادامه ي فصلي ديگر از كارش،راهي واشينگتن شود حالا زود تمام شده است و نيست ديگر. همه ي جهان روزنامه نگار ايراني حالا دور از خانه شده است اين دريچه ي مجازي رو به وطن. از اينجا بسوي شادي. از اينجا بسوي غم. از اينجا بسوي آنجايي كه روز و شبت را سطر مي زني با خبرهايش.

نه، درد ما يكي و دو تا نيست و به هزار مي برد. دو روزنامه نگار جواني كه هر لحظه، صدا و تكاپوي هر روزه شان از اخبار ايران و جهان را در كنار موسيقي، تا  پرت افتاده ترين جاي سرزمين ما مي رساندند، ديروز در سانحه ي رانندگي خاموش شدند و ما مانده ايم و هزار درد كه به سخن نمي آيد. و بستگان آنها كه خبر فاجعه را حالا شنيده اند و دستشان كوتاه.

امير زماني فر

اتومبيلي كه از برلين به پراگ در راه بود در خاك جمهوري چك در برخورد با تريلي، جان دو تن از روزنامه نگاران جوان كشورمان را گرفت و روزنامه ديگر، مهين گرجي كه امروز در بيمارستان است.

و اينجاست  داستان  بي پناهي روزنامه نگار ايراني كه در وراي مرزها در تكاپوي دور از وطن خبر را به هر سو مي پراكند و تنها حادثه اي او را به سوژه ي پاياني يك خبر مي كشاند. حادثه،حادثه است و خبر  نمي كند اما زماني كه به صفحه ي مجازي خالي امير نگاه مي كنم ناكامي سالهاي سال ما جوانسالان كه در تكاپوييم  پيش چشم مي آيد و زندگي، كه فاصله اي است كوتاه، كوتاه تر از آن همه رويا براي ساختن دوباره و مرگ و زندگي! امير زماني فر و رزا آژيري، دو روزنامه نگار جوان ايران با هزاران رويا در اثر سانحه رانندگي تمام شدند و مهين گرجي پس از عمل جراحي در كماست. و اين زمزمه  ي هميشگي كه زندگي و مرگ را فاصله جز اين نيست.



بگذار تا به گريم چون ابر در بهاران…

سايت تهيه , شيرين فاميلي :

مهين گرجي روزنامه نگار راديو فردا همچنان در كمابسر مي برد

موقع جداشدن گفت «بابا پس بيا بينيمت ديگه». گفتم باشه امير جان ميام. بعد هم در حالي كه  با دوربينش ور ميرفت و عكس مي گرفت و ماهي دودي راهم زيربغلش زده بود سوار ماشين شد. قبل از حركت نگاهي انداختم ديدم رقته عقب ماشين و بازم عكس ميگيردو سربه سر رزا مي گذارد.

صبح روز دوشنبه 28 سپتامبر بود كه تلفن زنگ زد. صداي مهين بود كه مي گفت «عاشقتم». اين كلمه را او به شوخي و جدي  معمولابه دوستانش ميگويد.

گفتم چطور عزيز كجايي؟ گفت: داريم ميائيم چلوكباب بخوريم و برگرديم تارسيديم زنگ ميزنم كه به بينيمت.

ساعت يك گذشته بود كه زنگ زد و گفت بيا حافظ . من هنوز نپرسيده بودم چند نفريد و كدام يك از همكارها با تو هستند. برام فرقي نميكرد همشون رو دوست دارم و دلم ميخواد ببينم. ولي چند دقيقه بعدباز تلفن زنگ خورد .  اين بار امير زماني فر بود كه سلام رسمي ميكرد : سلام خانم فاميلي!

از شنيدن صداش خوشحال شدم گفتم امير تويي چه خوب كه مي بينمت دارم ميايم پيشتون.

ميخواست بدونه كه كي ميرسم و براي من غذا سفارش بدهند يانه. گفتم نيم ساعته ميرسم ولي زودتر رسيدم . از دور ديدم كه   كه بيرون نشسته اند و دختر جوان ديگري هم با آنهاست  كه بعد فهميميدم رزا آژيري است.

خنده و بوسه و احوالپرسي كه تمام شد . پرسيدم خوب برنامه تون بعد از غذا چيه؟ مهين گفت بايد برگرديم. من بايد فردا كار كنم . رزا و امير گفتند ولي ما فردا تعطليم اما ميخواهيم  حالا كه با هم آمديم با هم برگرديم. فكركردم خوب اگر هر سه يا هر دو رانندگي كنند ميشود براي همين هم پرسيدم خوب پس هرسه  ميرانيد؟ مهين گفت نه من فقط رانندگي ميكنم. گفتم اخر خسته ميشوي . گفت «نه بابا تمام راه موقع اومدن ازدست اين دوتا (اشاره اش به رزا و امير بود) خنديديم. همه اش با هم كل كل مي كنند و خوش مي گذره». گفتم پس هر وقت خسته شدي بزن كنار و استراحت كن كمي چرت بزن . خنديد گفت باشه! بعد هم صحبت عوض شد.

رزا را از وقتي  باراديو فردا كارش را شروع كرده بود تا به آن روز كه به قول خودش يكسالي ميشد، نديده بودم. دختري مهربان و صميمي بود و زود با هم آشناشديم . تعريفش را از ديگر همكاران قديمي شنيده بودم. او هم خيلي ساده و صميمي بعد از نيم ساعت كه با هم بوديم گفت كه دلش ميخواسته من را ببيند. از هر دردي گپ زديم . امير هم دوربين را در آورده و از ما عكس ميگرفت  وبه رزا مي گفت عكس گرفتم عين»شكلات».مي خنديدند. خوشحال بودند. چشمانشان برق رضايت و جواني داشت.

مهين حال نلي را از من پرسيد و امير و رزا ميخواستند بدانند كه نلي كيه! وقتي مهين گفت گربه من است و خيلي شيطان و ترسوست امير گفت خيالم راحت شد فكر كردم شيرين دختر دار شده ! و اينجا بود كه رزا كلي سر به سر او گذاشت بعد هم كلي ذوق كرد و گفت دلم ميخواهد نلي را ببينم . ميگفت از بچگي گربه را دوست داشته و هميشه چندتا گربه داشته . مهين گفت نميشه بايد برويم. از رزا قول گرفتم كه دفعه ديگه بياد پيشم چند روزبماند و خوب با نلي حال كند.

بعد از غذا رفتيم به دو فروشگاه ايراني سر زديم . رزا از ديدن نان خشك لواش خوشحال شد و يك بسته بزرگ خريد . دنبال» بج» هايي كه در ايران با علامت جنبش سبزدرست شده ، مي گشت . گفتند شايد در كتابفروشي هدايت پيدا شود. مهين هم دوتا خربزه خريده بود و كلي خوشحال كه ميرود پراگ و مهماني به دوستان ميدهد وبا خربزه  مشهدي از آنها پذيرايي مي كند.

امير يك بسته شيريني زبان خريده بود و رزا سربه سرش مي گذاشت كه شكمت بزرگ شده و نخور …

ولي اميربيشتر دنبال ماهي دودي بود كه بالاخره براش پيدا كردم و اين آخرين خريدي بود كه من همراهشان بودم.

قبل از جدا شدن چندتا عكس گرفتيم . نزديك فروشگاه ايراني سينا. بعد من با مهين و رزا روبوسي كردم و سفارش هاي معمول قبل از سفر را به انها گفتم و جداشديم.امير حواسش به دوربينش بود . گفتم كجا بيا بوس بده خدا حافظي كنيم. خنديد و گفت زود بيا پراگ! گفتم باشه حتما. واز هم جداشديم…براي هميشه؟ آن لحظه نميدانستم كه زندگي چه نقشه  هولناكي براي اين جوان هاي نازنين كشيده …

اميرجان!

هنوز اشك هاي من و تو در غم  دوست عزيز مشتركمان اميدرضا صيافي  خشك نشده… هنوز خاك او نمناك است …هنوز يكسال نشده كه اواز پيش ما رفته ،  چراتو هم پر كشيدي ورفتي؟

چرا حوادث اين گونه بيرحمانه تورا به قعركشيدند؟

9251321

سمت راست , رزا حسن زاده

رزا جان!

صداي خنده هاي شيطنت بارت را مي شنوم…باور كنم كه اين اولين و آخرين باري بود كه ما همديگر را ديديم؟

«باور كنم كه عشق نهان مي شود به گور

بي آنكه بشكفد گل عصيانيش زخاك.»

مهين در خواب است . مهين از آن لحظه هولناك تصادف تا كنون در كمافرو رفته و ما چشم براه بيداري او.

مهين «عاشقتم» «فدا»…برگرد .

مهين مهربانم! نازنينم !


راديو فردا در سوگ همكاران خود

راديوفردا دو همكار جوان خود را ناگهان از دست داد و اكنون به سوگ آنان نشسته است.


امير زماني‌فر و رزا حسن‌زاده آژيري كه با مهين گرجي، همكار ديگرمان، به سفر رفته بودند در بازگشت، ديروز سه‌شنبه، در سانحه‌ رانندگي در نزديكي پراگ جان باختند. مهين، بدون شور و شر هميشگي، اكنون بر تخت بيمارستان در اغماست.

2

امير زماني فر

امير و رزا روزنامه‌نگاري راديويي را با راديو فردا آغاز كردند و خوش درخشيدند.

امير زماني‌فر، متولد ۱۳۵۸، همكاري با راديو فردا را از بهمن‌ماه ۸۶ آغاز كرد و در دوره همكاري خود با راديوفردا علاوه بر گزارشگري در حوزه‌هاي سياسي و اجتماعي به‌ويژه حقوق بشر، در توليد برنامه‌هايي از جمله «نگاه تازه» مشاركت داشت.

رزا حسن‌زاده آژيري، متولد ۱۳۶۰، نيز در شهريورماه ۸۷ به راديوفردا پيوست و در اين مدت به گزارشگري در حوزه‌هاي اجتماعي به‌ويژه حقوق بشر پرداخت. رزا نيز در دوره‌اي از همكاري خود با راديوفردا در توليد برنامه جوانان راديوفردا «نگاه تازه» مشاركت داشت.

2

مهين گرجي در استوديوي راديو فردا در پراگ در ارديبهشت ۸۶

1519259

اين عكس در محل جمع آوري امضا براي تومار سبز در شهر پراگ از امير زماني فر و رزا آژيري گرفته شده

مهين گرجي اما از معدود خبرنگاران ورزشي زن ايران بود كه در راديوفردا توانايي خود را در گزارشگري سياسي نيز به خوبي نشان داد.
مهين از بهمن‌ماه ۸۵ در راديوفردا آغاز به كار كرد و تجربه‌هاي متنوعي در حوزه خبر و گزارشگري داشت.

راديوفردا با دلي دردمند اين مصيبت را به خانواده‌هاي دو همكار ازدست‌رفته‌ خود تسليت مي‌گويد و براي بهبودي مهين از صميم قلب دعا مي‌كند.

اين عكس در محل جمع آوري امضا براي تومار سبز در شهر پراگ از امير زماني فر و رزا آژيري گرفته شده

تصاويري از صحنه تصادف

581610

10148011652801

1652801


احمدي نژاد : اكثر كشته شدگان از طرفداران دولت بودند كه در حال خريد و يا مهماني رفتن كشته شدند

اعترافات يك عامل نفوذي

در ابتداى جلسه تذكر داده شد طبق تبصره يك ماده 188 و ماده 192 آئين دادرسي، رسانه‌ها از انتشار اسامى متهمان و كسانى كه در دادگاه نيستند اجتناب كنند. در ابتداى جلسه نماينده آقاى … بعنوان شاكى اصلى با طرح شكايت خود گفت: ما اسناد و مدارك معتبرى داريم كه حوادث كهريزك كار عده‌اى نفوذى بوده است. اصلا خود بازداشتگاه با هماهنگى ستاد يكى از نامزدهاى اصلاح‌طلب ساخته شده است كه اين موضوع در اعترافات متهمان هم موجود است. البته ما دسترسى به اعترافات نداريم اما مى‌دانيم كه آنها چه مى‌گويند. سپس اولين متهم در جايگاه قرار گرفت تا دفاعياتش (اعترافات) را عليه خود و كسانى كه در دادگاه نبودند بيان كند!

2716297

وى در معرفى خود گفت: من « و . م» مامورنما با درجه «س» اهل و ساكن« ج »از نيروهاى نفوذى آقاى «م.م» هستم كه از طريق آقاى «م.ك» به بازداشتگاه كهريزك راه يافتم. آنها مى‌خواستند از ما سوءاستفاده كنند. من براساس يك برنامه از پيش طراحى شده توسط « س.ح» فعاليت مى‌كردم تلاش ما اين بود كه كسى از كار ما سردرنياورد غير از سفارت« الف كه» هدايت پروژه با آنها بود. اما بالاخره لو رفتيم و من الان پشيمانم.

اين عامل نفوذى در تشريح شكنجه‌ها گفت: وقتى برخى متهمان را به آنجا مى‌آوردند اول ويروس مننژيت به آنها تزريق مى‌كرديم تا از حال بروند. بعد از چند روز از ستاد قيطريه (حاميان آقاى م.م) با ما تماس گرفتند و گفتند كارى كنيد تا دهان متهمان خورد شود كه بلافاصله اقدامات لازم در اين زمينه صورت گرفت. البته بعضى از متهمان خودشان نفوذى بودند و مى‌خواستند آبروى بازداشتگاه كهريزك را ببرند و عمدا دهان و سر خود را به اجسام سخت مى‌كوبيدند و در مواردى دست و پاى همديگر را هم مى‌شكستند.

در اين قسمت از متهم سوال شد درباره بازداشتى‌هاى نفوذى بيشتر توضيح دهد كه متهم گفت: يكى از توطئه‌هايى كه در همين ايام با آن مواجه بوديم اين بود كه عده‌اى عمدا به بازداشتگاه كهريزك آمده و خواستار بازداشت خود مى‌شدند البته عده‌اى هم در سطح خيابان‌ها با اصرار خودشان سوار ماشين‌هاى ما شده و به بازداشتگاه مى‌آمدند حتى در مواردى چون جا نبود از ماشين آويزان مى‌شدند تا به آنجا بيايند كه پليس هم راننده‌هاى ما را جريمه كرد و بايد هزينه آنها را آقايان «م.م» و «م.ك» بپردازند. اين عده پس از بازداشت يا دست به خودكشى مى‌زدند يا دائم بلايى به سر خود مى‌آوردند تا بعدا بگويند ما شكنجه شده‌ايم. من فكر مى‌كنم كار بازداشتى‌هاى نفوذى خيلى پيچيده بود و تا به حال به آن پرداخته نشده است آنها توسط ستاد «م.م» و «م.ك» هدايت مى‌شدند…

در اين قسمت نماينده آقاى … اعتراض كرد و گفت: قرار نبود موضوع بازداشتى‌هاى نفوذى در اينجا مطرح شود.متهم با شنيدن اين تذكر حرف خود را تمام كرد و در پايان گفت: ما براى يك لقمه نان اين كارها را كرديم به نظر من بايد عوامل اصلى را بگيرند. آنها ما را فريب دادند به نظر من« م.م» و «م.ك» با اين كار قصد داشتند آبروريزى كنند آنها بايد پاسخگوى كارهاى خود باشند.

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.